كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

332

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

إِنَّ رَبَّكُمُ به درستى كه پروردگار شما على التحقيق اللَّهُ خداوندى است جامع جميع صفات كمال الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ او است آن‌كس كه بيافريد آسمانها وَ الْأَرْضَ و زمين را فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ در مقدار شش شبان روز از روزهاى دنيا چه قبل از خلق آسمان و زمين روزى كه عبارت از مدتيست معين از زمان طلوع شمس تا زمان غروب او نبوده در تبيان گويد كه در شش روز از ايام آخرت كه هر روز هزار سال دنيا است و ان يوما عند ربك كالف سنة مما تعدون و قول اوّل اصح و اشهر است و در آفرينش اشيا بتدريج با وجود قدرت بر ايجاد آن به كلمه كن دليلى است بر اختيار قادر مختار و اشارتى است به رعايت تانّى در امور و ترك عجلت و اضطراب و نكته العجلة من الشيطان و التأنى من الرحمن مؤيد اين سخن است و فى المثنوى المعنوى مثنوى مگر شيطان است تعجيل و شتاب * خوى رحمن است صبر و احتساب با تانى گشت موجود از خدا * تا به شش روز اين زمين و چرخها ورنه قادر بود كز كن فيكون * صد زمين و چرخ آوردى برون اين تانى از پى تعليم تست * صبر كن در كار دير آيد درست ثُمَّ اسْتَوى پس قصد كرد عَلَى الْعَرْشِ بر آفريدن عرش يا مستولى شد امر او بدان يا مستولى گشت بر آن و تخصص عرش به استيلاى حق برو به جهت آن باشد كه عرش اعظم مخلوقات است و حقيقت آنست كه استواء بر عرش صفتى است مر خداى را بلا كيف و بلا وصف و اين از جمله متشابهات قرآن است ما به دو ايمان داريم و تاويل آن به حق بازمىگذاريم يُغْشِي اللَّيْلَ در مىكشد خداى شب تاريك را النَّهارَ در روز روشن يعنى پوشيده مىگرداند روشنى روز را به تاريكى شب و عكس اين را نگفت اكتفاء باحد الضدين يَطْلُبُهُ مىجويد شب روز را يعنى از پى او درمىآيد حَثِيثاً شتاب‌كننده و روز نيز بسرعت طالب شب است وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و بيافريد آفتاب و ماه را وَ النُّجُومَ و ستارگان را مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ رام‌شدگان بفرمان او أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ بدانيد كه خداى راست آفريدن بدائع مخلوقات و فرمان نافذ يا مر او راست هرچه آفريده شد و تصرف در آنها داشت تَبارَكَ اللَّهُ بزرگ است خداى بوحدانيت در الوهيت و فردانيت در ربوبيت رَبُّ الْعالَمِينَ آفريدگار همه عالميان است ادْعُوا رَبَّكُمْ بخوانيد پروردگار خود را تَضَرُّعاً به زارى وَ خُفْيَةً و پوشيدگى يعنى هم به ظاهر و هم به باطن او را بشناسيد و او را پرستيد تضرع نشانه احتياج انسان است و نهان داشتن دليل از اخلاص و محتاج مخلص را روى نااميدى نيست مصرعه نوميد نيم كه نااميدى كفر است إِنَّهُ به درستى كه خداى لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ دوست نمىدارد از حد درگذرندگان را يعنى آنها كه دعاى بد كنند در حق نامستحق يا در دعا فرياد كنند تا بر يا آميخته شود يا چيزى طلبند از خداى كه لائق آن نباشد چون رتبه انبيا و صعود بر مدارج سما وَ لا تُفْسِدُوا و فساد مكنيد فِي الْأَرْضِ در زمين بكفر يا ظلم بَعْدَ إِصْلاحِها بعد از اصلاح آن بايمان يا بعدل وَ ادْعُوهُ و بخوانيد خداى را خَوْفاً از بيم عقاب او وَ طَمَعاً و به اميد ثواب او إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ به درستى كه رحمت خداى قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ نزديك است به نيكوكاران و ايشان يا محسن العمل‌اند چون عابدان يا محسن الامل چون عاصيان كه اميد همه به رحمت بىغايت و فضل بىنهايت او است در مناجات شيخ الاسلام است كه خدايا اگر وفاداران به تو اميد دارند جفاكاران نيز به غير از تو پناهى ندارند بيت من اگر جفاست كارم به تو بس اميدوارم * بجز از تو كس ندارم كه تو منبع وفائى .